سيد علي اكبر قرشي
116
قاموس قرآن ( فارسي )
آن را آب جارى وسيع گفته و اطلاق آن را بر رودخانه مجاز دانستهاند امّا قول اوّل با معناى اوّلى كه وسعت و اتساع است بهتر ميسازد . قرآن كريم در معناى رود صريح است مثل * ( وَفَجَّرْنا خِلالَهُما نَهَراً ) * كهف : 33 . تفجير و شكافتن راجع برود است نه آب جارى ايضا * ( وَإِنَّ مِنَ الْحِجارَةِ لَما يَتَفَجَّرُ مِنْه الأَنْهارُ ) * بقره : 74 . از بعضى سنگها رود شكافته شود . ايضا * ( فَتُفَجِّرَ الأَنْهارَ خِلالَها تَفْجِيراً ) * اسراء : 91 . على هذا اطلاق آن در آياتى نظير : * ( جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهارُ ) * بقره : 25 . بطور مجاز است زيرا آب جارى مىشود نه نهر . نهر ( بر وزن فلس ) در قرآن مجيد نيامده است بلكه بر وزن فرس و جمع آن فقط انهار آمده است . در قرآن مجيد در صفت بهشت مكرّر آمده * ( تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهارُ ) * ظاهرا مراد از انهار فقط نهر آب نيست بلكه نهرهائى از آب تغيير ناپذير ، از شير هميشه تازه ، از شراب لذيذ و از عسل صاف چنان كه در سوره محمد آيه 15 آمده است . نهى : زجر و منع « نهاه عنه : زجره عنه و منعه عنه » خواه بوسيله قول باشد يا به غير آن مثلا در * ( وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى ) * نازعات : 40 . مراد دفع شهوت نفس است از فعل حرام . نهى قولى اعمّ از آنست كه بلفظ امر باشد مثل * ( فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الأَوْثانِ ) * حج : 30 . و يا بلفظ « لا تفعل » باشد مانند * ( وَلا تَقْرَبا هذِه الشَّجَرَةَ ) * بقره : 35 . در آيه * ( وَما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوه وَما نَهاكُمْ عَنْه فَانْتَهُوا ) * حشر : 7 . شامل هر دو است . انتهاء : انزجار است از آنچه نهى شده كه معنى ترك كردن ميدهد « انتهى عن الشّىء : كفّ » يعنى از آن دست برداشت * ( فَمَنْ جاءَه مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّه فَانْتَهى فَلَه ما سَلَفَ ) * بقره : 275 . هر كه را موعظهاى از خدايش آيد و از ربا دست بردارد گذشته بنفع اوست . * ( وَما نَهاكُمْ عَنْه فَانْتَهُوا ) * حشر : 7 . از آنچه رسول خدا نهى كرده دست برداريد . انتهاء بمعنى